تجسم
-
تاریخ: 1402/8/24 ساعت: 18:35
u200fاینک در روستای زادگاه من صبح استخروسی میخواند از دورمه دامن میکشد از خاکرود میرود در درهچون خاطری از یاد .. + جمعه نوزدهم آبان ۱۴۰۲ ساعت 13:10 | Adblock test (Why?)
هیچ راهی نیست
-
تاریخ: 1402/8/16 ساعت: 15:34
u200fنمیدانم کثافتی که هست را چگونه توضیح دهم. هیچ راهی برای هموار تر شدن این سنگلاخ نیست. در آغاز روز، تن افسرده و نزار انسانی را لباس میپوشانم و در طول بدبختی تشییع میکنم و شب گور تاریکی میشوم برای فشار قبر جسدی که تمام هذیان شهر را در رختخواب خود بالا میآورد. + سه شنبه نهم آبان ۱۴۰۲ ساعت 23:32 |...
تهوع
-
تاریخ: 1402/8/16 ساعت: 15:34
u200fرنج بزرگ اکثر آدمها باید همین تهوع باشد. تهوع از درون. تهوع از دیده. تهوع از مجرای گوشها. و سیل تهوع در مغز. پشت شیشهی اتوبوس. روی صندلی قطار. در ازدحام کثافت آدمهای دیگر. یک کلونی مهوع از کربن و غریزه و دلتنگی. + سه شنبه نهم آبان ۱۴۰۲ ساعت 23:36 | Adblock test (Why?)
از متن مصاحبه
-
تاریخ: 1402/8/16 ساعت: 15:34
u200fاز متن مصاحبه:بله نوشتن رو به اون معنای آکادمیک که در ذهن شما هست کسی به من نیاموخت. اما اگر آموزگاری هم داشته باشم اون "درد" بوده که معلم من بوده.u200fاز متن مصاحبه ۲تکرار! من برای گریز از تکرار دست به نگارش این کتاب زدم. در خلال هر صفحه یا هر جمله، وقتی متوجه میشدم که کلماتم رو به تکرار میره ...
شبها چگونه میگذرد
-
تاریخ: 1402/7/26 ساعت: 20:57
u200fبدبختی چه شمایلی دارد؟ چگونه حالت جسمانی بخود میگیرد و در قامت قابل لمس و مشاهده تظاهر میکند. در من بدبختی شبیه انتظار جلوه میکند. شبیه مرد بیچارهای که ساعتها به تلفن خود زل زده و منتظر تغییر در حالت یکنواخت بیکسی میماند. بدبختی یعنی فراموش شدن. از قلم افتادن.u200fدو و بیست دقیقه. خوابم میآید. ...
از درد تنهایی ...
-
تاریخ: 1402/7/26 ساعت: 20:57
u200fعلیرغم تب شدید و تنگی نفس مجبور شدم سر کار بروم. شنبه و یکشنبه را در خانه مانده بودم. اما جهان صبر نمیکند تا آدم کمی بیاساید تا بتواند بار سنگین زندگی را از نو بر دوش بکشد. حالا در تب میسوزم. منافذ گوشها گرفته. صدای زیادی نمیتوانم بشنوم. چشمانم میسوزد. و هر چیز که میبیند.پشت پنجره ابری و گرفته ...
بدست افاغنه در گور میشویم
-
تاریخ: 1402/7/26 ساعت: 20:57
u200fصبح، اولین خبر، قتل داریوش مهرجویی و همسرش. در ویلای شخصی. بریدن سر. بدست افاغنه در گور میشویم. بعد، نشستن در توالت. مسواک زدن و فکر کردن به این که وقتی لبهی تیز چاقو شاهرگ را میبرد و خرخره را میدرد صدایی شبیه صدای خفه شدن ایجاد میشود. باید معطل نکرد و برای فرار از خرخر دردناک سر را کامل جدا کر...
اگر به ابری برخورد کند، سخت خواهد بارید ..
-
تاریخ: 1402/6/12 ساعت: 16:52
u200fدندانم درد میکرد. حالا نمیکند. آنقدر درد کشیدهام که حالا فکر میکنم چیزی احساس نمیکنم. تصمیم گرفته بودم چیزی که درد را تخفیف بدهد نخورم. چیزی روی فرسودگی نپاشم که درد را بیحس کند. در برابر آینه تف میکنم. خون از دهانم میپاشد.u200fچراغها خاموش است. در کنجی از خانه که کسی مرا نبیند تنهایی درد میکشم...
چگونهای
-
تاریخ: 1402/6/8 ساعت: 22:45
u200fایرانیا! در این شبِ بیدَر چگونهای؟از ظالمی به ظالمِ دیگر چگونهای؟!ای خسته از تعفّنِ شاهانِ سلطهور!حالی در این فضای معطر چگونهای!حسین جنتی + سه شنبه هفتم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 22:10 | Adblock test (Why?)
هیچ چیز سر جای خود نبود جز دلتنگی
-
تاریخ: 1402/5/29 ساعت: 14:40
عفونت دندان به چشم رسیده. مانند نیزهای که از پشت به چشم حمله کند، مدام دشنه میزند. شب است، ساعتهای ابتدای شب. اما در خانه انگار هزار سال است که جهان مرده و در تاریکی نیست شده. میترسم سراغ پنجره بروم. میترسم پنجره را باز کنم و به دیواری سیمانی برسم. پنجرهی باز نشده آخرین امید خانهایست که در آن امیدی ...
از فرط خستگی
-
تاریخ: 1402/5/29 ساعت: 14:40
u200fعصر از فرط خستگی روی صندلی خوابم برد. چند ساعت بعد وقتی تاریکی توی خانه و روی صورتم ریخته بود بیدار شدم. بدن، حالت طبیعی نشستن یک فرد روی صندلی را حفظ کرده بود. انگار آدم تبدیل به یک تصویر توی کتابی کهنه بشود. و هر کس کتاب را بگشاید از اندوه تصویر دلمرده گردد و سکوت کند.u200fشب، دو بار دندانها ...
حالت رنج در صورت
-
تاریخ: 1402/5/29 ساعت: 14:40
u200fدندانم درد نمیکند. درد، تخفیف یافته. نه اینکه کامل برود. فقط جای خالی درد بیشتر از خود درد احساس میشود. یک ایده تازه برای نوشتن داشتم که تا وقتی از روی توالت بلند بشوم در خاطرم بود. وقتی دستانم را میشستم و توی آینه نگاه میکردم کم کم از خاطرم رفت. حالا کاملا نیست و نابود شده.u200fتا این هم از خا...
در خیابانهای جمهوری اسلامی
-
تاریخ: 1402/5/22 ساعت: 12:43
u200fزنه از اتوبوس پیاده شد و دوید و لای جمعیت گم شد. کارت [بلیت] نزده بود. راننده سری تکان داد و گفت قبلا شاید در هفته یک نفر اینطور بود. اما حالا در روز ده نفر [سه هزار تومان] پول کرایه ندارند که بدهند. بعضیها در کمال شرمندگی میگویند که ندارند، بعضی از شرم فرار میکنند. + پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۴۰۲ ...
برای قدردانی
-
تاریخ: 1402/5/17 ساعت: 12:52
من نمیدونم این نوشتهها رو اینجا چه کسانی دنبال میکنند. حقیقتش دنبال دیده شدن نیستم. ضمن اینکه در این ظلمات، سیاهیِ من در سایه است. اما از وقتی متوجه شدم یک نفر مخاطب ثابت نوشتههامه تمام سعیم رو میکنم که چیزهایی که مینویسم در خور اون انسان شریف و صبور و مهربان باشه. انسانی که شاید خودش ندونه اما قوی ...
حجاب بان
-
تاریخ: 1402/5/17 ساعت: 12:52
u200fاتوبوس مرا و درد دندان را سوار میکند. جا برای نشستن نیست. مردم کمی از پس کرایههای تاکسیها بر میآیند. ترجیح میدهند از محل صرفهجویی کرایه، نان بخرند. زنی برای دوست خود تعریف میکند که شاید استخدام شهرداری برای حجاببانی بشود. دوازده میلیون حقوق میدهند. هم نان دارد هم ثواب. ثوابِ آزار دیگران. بعد می...
چگونه است
-
تاریخ: 1402/5/17 ساعت: 12:52
u200fزندگی بدون دنداندرد چگونه است. این که آدم راحت یک لیوان آب بخورد. آب چون تیغ لای جرز دندانهای پوسیده فرو نرود. نان خشک خود را خوب بجود و لثهها از درد متلاشی نشود. هر چند دقیقه یک قرص مسکن بیخاصیت ببلعد و جای التیام درد از ورم معده آزار ببیند. منتظر هلاکت بدست فقر بماند. + دوشنبه شانزدهم مرداد ۱...
داستانِ مشقِ مرگِ پدر
-
تاریخ: 1402/5/8 ساعت: 4:26
این داستان پیش از این در وبسایت خبری خبرگزاری صبا و برخی سایتها و کانالها منتشر شده است.سیروس شریفی«پدرم در تعزیه، امام حسین میشد. در یکی از تکایای بنام. آنوقت ها من خردسال بودم. یک چیزهای دوری از آن روزها در خاطرم مانده است. عاشورای یکی از سال های اواخر دهه شصت که جنگ تازه تمام شده بود یکی از فامیل...
شاید پدرم شفا بگیرد
-
تاریخ: 1402/5/8 ساعت: 4:26
u200fظهر روز تاسوعا قرار بود دسته عزاداری بیاید دم در خانه ما. نذر داشتیم. که سینه زن سینه بزند و روضهخوان روضه بخواند. تا شاید پدرم شفا بگیرد. سرطان داشت. بزودی میمرد. اما میخواست شاید از دل تنگ خود از کودکانی که یتیم میگذاشت و میرفت پیش امام حسین گله کند.u200fتابستان بود. من روز قبل رفته بودم بیاب...
در رنجیم
-
تاریخ: 1402/5/8 ساعت: 4:26
u200fتابستان همه چیز را دارد بخار میکند. تیرهای ایستگاه اتوبوس زیر آفتاب مواج و سست جلوه میکند. کسی روی نیمکت فلزی ایستگاه نیست. همه زیر سایهی ایجاد شده در پشت سازه پناه گرفتهاند. هیچ کس حوصله ندارد. آدمها آشکارا رنج میکشند و یکدیگر را انکار میکنند.u200fهمه چیز بوضوح رنج میکشد. خط کشی آسفالت مذاب رن...
کثافت
-
تاریخ: 1402/5/4 ساعت: 0:58
u200fپارسال بعد از سوپرجام گفتم این تیم دیگه هرگز روی خوش نخواهد دید. حالا که جسته و گریخته اخبار باشگاه به گوشم میرسه میفهمم روی خوش که هیچ، این تیم از عقده سران حکومت بخاطر شادی نکردن در مراسم اهدای سوپرجام داره تبدیل به معمولی ترین تیم ایران میشه.u200fعقده و حقارت و بیچارگی داره از سر و روی مسئول...