روزهای برفی ...

متن مرتبط با «خیال تو» در سایت روزهای برفی ... نوشته شده است

خواستم گریه کنم، اما نتوانستم.

  • نیلوبلاگ

    u200fجمعهی هفتهای که گذشت دایی من شب با درد مختصری در قلب خود خوابید و صبح دیگر بیدار نشد. بعد، داییِ بی جان شنبه تا ظهر توسط اهالی روستا تشییع و به خاک سپرده شد. من یکشنبه صبح خود را به مراسم ترحیم او رساندم و دوشنبه سر کار خود حاضر بودم. زندگی همین داستان بی معنی اما غمگین است.u200fتمام امروز در قلب خود احساس درد میکردم و غروب در حالی که چند قدم تا خانه فاصله داشتم آن درد درون قلبم تشدید شد و مرا به زانو در آورد. کنار خیابان میان اندوه مرگ محتمل خود نشسته بودم و عبور اتومبیلها از کنارم را نگاه میکردم. بعد گور ساکت داییام بر بلندای تپهای در روستا از نظرم گذشت. + پنجشنبه هفتم دی ۱۴۰۲ ساعت 22:48  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • تولد

  • نیلوبلاگ

    مرد خندید و گفت: آها فهمیدم . پس اونجا همه اربابند- نه اینجور که نه ، اونجا نه کسی اربابه نه رعیتمرد لحظه ای اندیشید و این گونه نتیجه گیری کرد که : یعنی نه کسی کار می کنه و نه هیچ کس رنج می کشه درسته ؟ـ نه ، میلیون ها نفر کار می کنند و رنج می کشند.خب اینها رعیتند دیگه.ـ از این لحاظ درسته. یک عده رعیت وجود دارند. ولی اربابان اونهاماموران پلیس یا بازرگان ها هستند.آلبر کامواز کتاب تبعید و سلطنت...

    ادامه مطلب
  • توی یک جاده ابری

  • نیلوبلاگ

    هوا ابریست 《یکسره جاده ابریست با آن》 و من تنها ترین مسافر تمام جاده های بارانی تمام راه های جهان را فتح خواهم کرد و من هرگز در وسوسه ی رسیدن ترک نرسیدن نخواهم گفت...

    ادامه مطلب
  • خیال ...

  • نیلوبلاگ

    چراغ را افروختم شب از توی اتاق به بیرون پنجره ریخت اجاق را گرم خواهم کرد تا صبح این شب زمستانی بیدار خواهم ماند ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    خیال خام | خیال کن شهرام شکوهی | خیال چت | خیال خام پلنگ من | خیال تو | خیال کن | خیال پردازی | خیال سامان جلیلی | خیال کن شکوهی | خیالباف ها