شکستن
-
تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 2:38
مرد خندید و گفت: آها فهمیدم . پس اونجا همه اربابند- نه اینجور که نه ، اونجا نه کسی اربابه نه رعیتمرد لحظه ای اندیشید و این گونه نتیجه گیری کرد که : یعنی نه کسی کار می کنه و نه هیچ کس رنج می کشه درسته ؟ـ نه ، میلیون ها نفر کار می کنند و رنج می کشند.خب اینها رعیتند دیگه.ـ از این لحاظ درسته. یک عده رعی...
تولد
-
تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 2:38
مرد خندید و گفت: آها فهمیدم . پس اونجا همه اربابند- نه اینجور که نه ، اونجا نه کسی اربابه نه رعیتمرد لحظه ای اندیشید و این گونه نتیجه گیری کرد که : یعنی نه کسی کار می کنه و نه هیچ کس رنج می کشه درسته ؟ـ نه ، میلیون ها نفر کار می کنند و رنج می کشند.خب اینها رعیتند دیگه.ـ از این لحاظ درسته. یک عده رعی...
...
-
تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 2:38
مرد خندید و گفت: آها فهمیدم . پس اونجا همه اربابند- نه اینجور که نه ، اونجا نه کسی اربابه نه رعیتمرد لحظه ای اندیشید و این گونه نتیجه گیری کرد که : یعنی نه کسی کار می کنه و نه هیچ کس رنج می کشه درسته ؟ـ نه ، میلیون ها نفر کار می کنند و رنج می کشند.خب اینها رعیتند دیگه.ـ از این لحاظ درسته. یک عده رعی...
برای دهات خوبم
-
تاریخ: 1396/5/14 ساعت: 2:38
امروز بعد از ظهر دوباره باران خواهد بارید. و آب توی آبگیرها تا صبح یخ خواهد بست. باید آتش توی اجاق را زنده نگه دارم. خدا را شکر برای گرد سوز روی طاقچه نفت هست . و باز هم سایه آتشم روی پنجره خواهد افتاد. شب اگر بیرون از پنجره ی روشن بماند زیباست. و باران هم که داریم . توی سفره نان هم هست. و با سیب
هرمان هسه . نارسیس
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 13:33
چاره ای نیست . انگار اساس دنیا را با غم و غصه سرشته اند. و هیچ کس توان فرار کردن از آن را ندارد. نه غم های این دنیا ماندنی و پایدار است و نه شادی هایش. همیشه چیزی پیش می آید که انسان ها را در اوج خوشحالی ، ناراحت و ناامید کرده و در اوج غصه به زندگی امیدوار می کند برگرفته از کتاب بسیار پر ارزش نارسیس...
توی یک جاده ابری
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 13:33
هوا ابریست 《یکسره جاده ابریست با آن》 و من تنها ترین مسافر تمام جاده های بارانی تمام راه های جهان را فتح خواهم کرد و من هرگز در وسوسه ی رسیدن ترک نرسیدن نخواهم گفت
با نیما یوشیج
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 13:33
در شب سرد زمستانی کوره ی خورشید هم چون کوره ی گرم چراغ من نمیسوزد و به مانند چراغ من نمی افروزد چراغی هیچ ...
آدم
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 13:33
کاش میشد نخوابم چه قدر شب ها کتاب خواندنم می آید و روزها مشکل داشتنم !
زخم جانکاه
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 13:33
جاده که مه آلود می شود من میترسم از اندوه میترسم از تلخی خاطرات مرگ آلود در این سیاهی وهم انگیز سرد مرا در آغوش بگیر ای برف تو ای اندوه خاکستری درد آجین ای سکوت بغض آلود مرگ انسانی دشنه ای شو سوار بر دست های بیچاره ام هزار هزار جریب آرزوی بر باد رفته هزار هزار حسرت جانکاه قربانی دریدن توست تو ای شاع...
از سرزمینهای غربی
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 13:33
سلام مرا به تک درخت ایستاده در میان مزرعه های گندم شمالگان برسان رو به دهکده پشت به غروب سرخ فام کوهستان مزرعه ایست محصور پرچین هایی که لانه های سارها را در خود جای داده و درخت چناری در آن است که من سالها پیش کودکی غم گرفته ی خویش را آنجا برای همیشه ترک گفتم و چون نقش نشسته بر بوم نقاشی فقید ، آرام ...
بدرقه
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 13:33
شکست در من تندیسی که از تو بود پر زد از من کبوتری که بر بام تو بود
who is
-
تاریخ: 1395/8/26 ساعت: 18:04
محل زندگی : خاور میانه آب و هوا : ریزگردهای عربی اتوموبیل : پراید حسرت بزرگ : پیکان تعداد کشته های جاده ها بیشتر از جنگ جهانی تفریح مورد علاقه : گیر افتادن در ترافیک بین التعطیلین غذای مورد علاقه : جوج نسبت تعداد کتابخانه به قهوه خانه : یک به صد نسبت تعداد کارگاه به بنگاه املاک : یک به هزار سرانه مط...
خواب
-
تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 12:15
آسمان آبی بود. آفتاب بر گستره ی دشت می تابید. مرغی زیبا آهنگ آشیان داشت
بازنشر یک نوشته قدیمی
-
تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 12:13
آیا مرگ با اجل فرا می رسد؟ توی یک بزرگراه تصادف زنجیره ای شدیدی رخ داده و چندین تن بر اثر برخورد خودروها در دم جان سپرده اند. لابلای انبوه آهن ها و اصطکاک شدید فلزات ، بقایای موتور سیکلتی هم یافت شده است که یقینا باقیمانده های جسدش لابلای امحا و احشاء دیگر موجودات نگون بختی که پاره پاره شده اند روی ...
کتابخانه ام. خانه ام ...
-
تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 12:13
لیست کتابهای در معرض فروش در سایت دیوار
-
تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 12:12
ارابه خدایان نشانه های خدایان معجزه های خدایان. اریک فون دانیکن. استخدامی بانکها. قطره قطره شبنم عشق.رمان.دو جلد دلباخته.جین آستن. هزار و یک شب.رحلی.قاب دار نفیس. اسرار خود هیپنوتیزم. غریب آشنا.رمان. طاعون و عصیانگر.آلبرکامو. آیین دوست یابی . دیل کارنگی شفای زندگی . لوییز هی موفقیت نامحدود. آنتونی ر...
خیال ...
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:51
چراغ را افروختم شب از توی اتاق به بیرون پنجره ریخت اجاق را گرم خواهم کرد تا صبح این شب زمستانی بیدار خواهم ماند
با مهدی اخوان ثالث
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 17:50
از تهی سرشار جویبار لحظه ها جاریست چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب و اندر آب بیند سنگ دوستان و دشمنان را می شناسم من زندگی را دوست می دارم مرگ را دشمن وای اما با که باید گفت این؟ من دوستی دارم که به دشمن خواهم از او التجا بردن جویبار لحظه ها جاری
جمعه
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:03
دندان پوسیده ام افتاد تکه ای از صخره ای فرو ریخت در این فرسایش ناگزیر، به حضیض مرداب فرو خواهیم رفت...
دلهره
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:03
تو جای شمعدان نیستی که ببینی در التهاب حوض ماه با سینه ی چاک نشسته است