شعر زمان ما
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:03
یک نفر پای پنجره ای نشسته بود یک نفر روی ماهی های مرده توی زباله ها می ... ! احتمالا خورشید توی رویای ماهی ها سقوط دردناکی داشت و تف کسی که پای پنجره نشسته بود روی سر طاس روزگار می افتاد
رفیق
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:03
برای صرف تنهایی ام شام دعوتی رفیق برای خودکشی محض، پشت بام دعوتی رفیق برای نوشیدن پیک پیک خلق سگی من . نه یکبار که مدام دعوتی رفیق به میهمانی مردمان شهره به بدنامی تو یکنفر بصورت خوشنام دعوتی رفیق به مسجد زاهدان ریاکار که می آیی نه محض عبادت که به دشنام دعوتی رفیق خلاف شریعت بیش از آنچه داده ایم گرف...
برای هر قطره باران چند گنجشک باید بمیرد ؟
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:03
داریوش ...
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:03
چه ترسی داره بوسه بر لب خونین آزادی
دلمردگی محض
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:03
دلم یک آبادی پر برف یک آبادی در دل کوهستان یک آبادی با قهوه خانه ای گرم پر از پیرمردهای پرحرف می خواهد اگر از آن دهات گذر کنم سراغ قهوه خانه را خواهم گرفت. پشت میز چوبی کنار پنجره خواهم نشست . از چای داغ خواهم خورد . از قلیان چاق خواهم کشید و از همنشینی با مردم با صفای ده محظوظ خواهم شد. اگر از آن د...
یه سیگار با داریوش
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 9:03
نه زمین خاکِ قدیمی نه هوا همون هواست تاچشام کار میکنه هرچی که مونده نا بجاست داره از قبیله ما یکی یکی کم میشه هرچی دوست داشتمو دارم راهی عدم می شه ...