آیا مرگ با اجل فرا می رسد؟
توی یک بزرگراه تصادف زنجیره ای شدیدی رخ داده و چندین تن بر اثر برخورد خودروها در دم جان سپرده اند. لابلای انبوه آهن ها و اصطکاک شدید فلزات ، بقایای موتور سیکلتی هم یافت شده است که یقینا باقیمانده های جسدش لابلای امحا و احشاء دیگر موجودات نگون بختی که پاره پاره شده اند روی آهن ها پاشیده و از آسفالت داغ جاده تبخیر می شود .
دود سیاهی از میان انبوه گوشت و خون و آتش و اصطکاک تا اعماق ناپیدای آسمان ستون زده و احتمالا مرگ با داس خوفناک خود از لای آن دود ، ارواحی را که به کیسه کرده است به آسمان می برد.
در لاین کناری بزرگراه ، ترافیک متوقف شده ای از اتوموبیل های سالم و انسانهای متاثر و یا متعجب و هیجان زده شکل دیگری از تصویر دردناک مرگ و زندگی به قفس شده را را به رخ می کشد.
زن توی صندلی خود فرو رفته و در حالی که اتوموبیلش با کندی کلافه کننده ای از میان انبوه مرگ و فلز عبور می کند زیر پرده ای از اشک می گوید : بیچاره ها چه بد جایی اجلشان فرا رسیده. اگر نفر اولی کمی دقت می کرد هرگز چنین تصادفی ایجاد نمی شد .
اگر نفر اولی دقت می کرد ، اگر با تلفن همراهش حرف نمی زد و حواسش از جاده پرت نمی شد اگر با سرعت بالا به گارد ریل برخورد نمیکرد اگر لاستیک نمیترکید اگر اتوموبیل توی اتوبان چپ نمی شد اگر تریلی که از پشت سر رسید هنگام ترمز با سرعت بالا تعادلش بهم نمی خورد و قیچی نمیکرد و تمام عرض جاده را فرا نمی گرفت و باعث برخورد چندین دستگاه اتوموبیل سواری و وانت در آنی نمیشد هرگز آن انفجار بزرگ رخ نمی داد و این قربانگاه گوشت و خون اصطکاک شکل نمیگرفت و موتور سیکلت سوار لابلای این برخورد خونین پاره پاره نمی شد، اکنون این ستون سیاه از دود و بوی گوشت و خون تا اعماق آسمان بالا نمی رفت و مرگ با آن داس خوفناک، روح هایی را که به توبره کرده به آسمان نمی برد.
اجل قاتل گناهکار است یا وصله ای به او نمی چسبد !
اولین برخورد کار چه کسی بود؟ راننده ای که با موبایل حواسش را از کف داده بود و یا تریلی که قیچی کرده بود و بزرگراه را به قربانگاه آهن و اصطکاک مبدل کرده بود؟ و یا شاید مرگ قاتل ماموریت داشت تا این ذبح عظیم را برای خوش خدمتی به کارفرما (پروردگار) ترتیب دهد!
اگر الان بزرگراهی در کار نبود و راننده ای بی دقت در آن وجود نداشت چه؟
گاهی می اندیشم مرگ با اجل فرا نمی رسد . مرگ فقط یک فرمول ساده ی ریاضی است که بر طبق آن از هر چند هزار انسان به طور اتفاقی باید چندین نفر بمیرند. حالا فرقی نمی کند این مردن در کجا اتفاق بیفتد . اگر همین الان خانه ام را منفجر کنم چند نفر خواهند مرد، همانطور که اگر چنین کاری نکنم همه سالم خواهند ماند
مرگ حاصل اشتباهات ماست و طبیعت. که به شکل پیری و یا بیماری صعب العلاج بروز می کند. اگر من همین الان دست توی پریز برق کنم بدون شک خواهم مرد . گمان نمیکنم که حضرت اجل بیکار و بی عار کنارم ایستاده باشد و مشغول حل جدول باشد که به محض اینکه من دست توی پریز برق کنم جانم را بگیرد.
اجل اشتباه ماست
برچسب:
نویسنده: مبین پارسامنش