خرید بک لینک

خواب میبینم در گورستانی متروک حضور دارم. گورستانی وسیع. مجمع قبور از یاد رفته که نوشتههای روی سنگها را بارش باران و وزش مداوم باد زایل کرده است. روز نیست، اما شب هم نیست. انگار انسان خاطرهای مرده را از اعماق نیستی بدون اینکه ماهیت اشکال و کیفیت رنگها را ببیند بخاطر بیاورد.

من در میان این خواب، تنها و مستاصل گرفتارم. غمگینم. باید اندوه را از جهان بیداری با خود همراه آورده باشم. فکر میکنم اگر اضطرابها و نگرانیهایم را بتوانم توصیف کنم شکل همین گورستان غریب را بخود میگیرد. کسی 1 1 حفر میکند. شاید برای دفن حرفی که در بیداری نمیتوان زد.

+ جمعه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 13:15 س. شریف  | 

برچسب: نویسنده: مبین پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 3 خرداد 1403 ساعت: 11:44

صفحه بندی